رربورن كلاوس ميشائيل ( مترجم : كيكاوس جهاندارى )

86

نظام ايالات در دوره صفويه ( فارسى )

توصيف شاردن ، لمبتون به حق اعتقاد دارد كه حكومت‌هاى ايالتى دوران صفويه به اقطاع‌هاى دورهء سلجوقى بىشباهت نبوده است « 345 » . گزارش و توصيف سانسون كه فقط كمى پس از شاردن در ايران بوده با گفته‌هاى شاردن تعارض دارد « 346 » . طبق اخبارى كه وى به دست داده تمام مملكت ملك طلق پادشاه بوده است و حكام به هيچ وجه داراى اختيارات و قدرت مالى نبوده‌اند . در گزارش سانسون چنين آمده : « در هر شهر يك وزير يا پيشكار مالى وجود دارد كه كليهء مالياتها را وصول مىكند و حاكم تنها ده درصد آن را به عنوان مخارج زندگى خود برمىدارد » « * 346 » . ممكن است مواردى هم وجود داشته كه يك حاكم ماليات را مىگرفته ولى دربارهء خرج كردن آن از خود اختيارى نداشته است : فقط بدين طريق مىتوان به مفهوم فرمان مورخ رجب 1115 ( - نوامبر و دسامبر 1703 م . ) پىبرد . در اين فرمان دربار براى يكى از ملازمان حاكم كاخت مبلغى از « وجوهات ضبطى عاليجاه . . . حاكم مغانات وجه همه ساله » مقرر مىدارد « 347 » . مسلم است كه در دورهء شاه اسمعيل اول در ادارات مركزى از ميزان درآمد مالياتى ايالات چندان آگاهى نداشتند . ظاهرا نخستين بار در زمان شاه طهماسب اول ، كمى پيش از سال 935 ( - 1529 م . ) « 348 » « دفتر معروضه‌اى طرح شد كه مال

--> - نيز از حكام زيردست خود چنين چيزهائى دريافت مىداشتند : صاحب رياض الفردوس ، ص 362 در اخبار مربوط به بيگلربيگى كوه گيلويه اين هدايا را « بارخانه » و « يادبود » ناميده است ؛ رجوع شود به شاردن ، جلد پنجم ، ص 408 . ( 345 ) - لمبتون ؛ مالك و زارع ( به زبان اصلى ) ، ص 107 . ( 346 ) - شاردن از سال 1664 تا 1670 و همچنين از 1671 تا 1677 و سانسون از 1683 تا 1691 در ايران به‌سر برده‌اند ؛ سانسون كه مبلغ مذهبى بود به ايالات ايران سفرهاى بسيار كرده است . ( * 346 ) - سانسون ، صفحهء 100 و بعد از آن . ( 347 ) - خوبوا ، سند شمارهء 24 . ( 348 ) - بوداق در تحرير شرح‌حال خودش به هنگام ذكر سنوات چندان پاىبند دقت نبوده است . اما مىتوان به اين خبر او كه مىگويد به همراه محمد خان به بغداد رفته است يعنى سال 935 اعتماد كرد .